ضیا دانش | استاد پوهنتون
علی رغم کمک ها و حمایت های کم نظیر جامعه جهانی و اجماع داخلی برای عبور افغانستان از بحران های متعدد مخصوصا جنگ و خشونت،متاسفانه سرعت گام های افغانستان جهت پشت سر گذاشتن چالشهای دست به گریبان، بسیار کند،متزلزل و کم رمق به نظر می رسد.
تداوم این چالشها و طولانی شدن پروسه عبور افغانستان از مشکلات، تصور می شود که جهان را نیز در استانه خستگی قرار داده و در صورت تداوم این وضعیت ،بیم کاهش و حتی قطع کمک های مالی و حمایت های سیاسی-امنیتی را به میان آورده است. از طرف دیگر، گسست نخبگان سیاسی و تکیه و تاکید آنها بر منافع شخصی و حزبی، شکاف های اجتماعی را عمیق تر و یکپارچگی را با مخاطره و تهدید مواجه ساخته است. به نظر می رسد برای افزایش سرعت حرکت به سمت بهبود وضعیت و پشت سرگذراندن چالشهای موجود، تنها راه، تمسک به اتحاد ملی بر محور مشترکات مورد توافق، قانون گرایی، دوری و اجتناب از گرفتار شدن در دام احساسات قومی و گروهی و تصمیم گیری برمبنایی خرد واندیشه سیاسی باشد.
چالشهای افغانستان درعبور از بحران
علل و عوامل مختلف سبب شده است که عبور افغانستان از بحران کند و دشوار باشد؛ تداوم جنگ و خشونت، وجود واگرایی های اجتماعی، تداوم مداخلات خارجی، فقرگسترده، پایین بودن میزان رشد اقتصادی و تسلط روحیه یاس و نا امیدی ناشی از ابهام در وضعیت، وجود و حضور گسترده گروه های مافیایی، فساد اداری و… بخشی اصلی این عوامل به حساب می رود که در ذیل کوتاه به بعضی از آنها اشاره شده است:
- تداوم جنگ و خشونت: بیش از چهار دهه جنگ، افغانستان را به صورت گسترده و عمیق متضرر ساخته و روان پریشی اجتماعی گفتمان غالب جامعه امروزی ماست. پایین امدن استانه تحمل اجتماعی، کاهش مدارای سیاسی، آسیب پذیری اقشار مختلف مردم در برابر دسیسه های سود جویان داخلی و خارجی و… بخشی از تبعات جنگ طولانی است.
- مداخلات خارجی: هستند کشورهای که از مشکلات و چالشهای داخلی افغانستان سود می جویند و از تبعات جنگ و خشونت های دوام دار چهل سال گذشته، استفاده کرده و در مسیر حرکت افغانستان به سمت بهبود و پیشرفت سنگ اندازی می نمایند. استخدام افراد فقیر و افراطی برای روشن نگهداشتن تنور جنگ و خشونت، ترویج اقتصاد سیاه از جمله ترویج کشت مواد مخدر در مناطق خارج از قلمرو حاکمیت قانون،ایجاد مانع فرا راه روشنگری، تعلیم و تحصیل در این مناطق و… از شگردها و دام های مداخلات خارجی درامور افغانستان به حساب می روند.
- فقر و بی کاری: افغانستان از جمله کشورهای فقیر جهان است و ادامه جنگ و ابهام در وضعیت سیاسی بر دامنه ووسعت این پدیده افزوده است. افراد فقیر و بی کار اکنون لشکری از جنگجویانی فراهم اورده است که عملا در برابر پیشرفت افغانستان ایستاده اند و انواع چالشها را در این مسیر خلق کرده اند.
- پایین بودن رشد اقتصادی: رشد تولید ناخالص داخلی افغانستان پایین است و با توجه به فقر، بی کاری و جنگ، به رشد اقتصادی سریع و بالا نیاز مبرم است. طبق مطالعات سازمان ملل متحد،تصور می شود پایین بودن میزان تولید ناخالص داخلی کمتر از نه فیصد درسال، موجب گسترده تر شدن خشونت و تشدید و تقویت موانع عبور افغانستان از بحران باشد.
- فساد اداری: بخش وسیع از مشکلات امروزی مخصوصا در حوزه اقتصادی و امنیت، ناشی از وجود فساد گسترده، سازمان یافته و ریشه دار اداری می باشد. فساد علاوه براینکه مردم را مایوس، بی اعتماد و خشمگین ساخته است،منابع و امکانات فراوان و فرصت های بسیاری از کف افغانستان ربوده و هدر داده است.
- ناامیدی و ابهام: سرخوردگی و یاس عمومی درحال مستولی شدن بر اکثر بخش ها و فضای جامعه است. این وضعیت می تواند میزان فرار مردم مخصوصا جوانان و تحصیل کردگان را افزایش دهد و سرمایه گذاری و رونق اقتصادی را کاهش که هردو مسله باعث کندی و کاهش عبور از بحران می شود.
عوامل فوق و سایر عوامل که به دلیل خود داری از اطاله کلام ذکر شد،هرکدام به نوبه و درجای خود،از سرعت حرکت افغانستان به سمت پیشرفت و ترقی کاسته است.
چه شود؟
هرچند مقابله با این دشواریها و یا حل آن، به نظر نمی رسد به این سادگی و در زمان کوتاه ممکن باشد اما راههای هست که می تواند موجب تضعیف و کم رنگ شدن این موانع گردد؛ تصمیم و رفتار بر مبنای خرد و تعقل به جای احساسات و تعلقات، عمل و پایبند بودن به مسولیت های ملی و شهروندی، تفکر به گذشته و استفاده از تجارب تلخ گذشته برای اجتناب از ارتکاب اشتباهات در شرایط فعلی و آینده، فاصله گرفتن از اشخاص و گروه های مافیایی مخصوصا مافیایی ثروت، سیاست و قومی، کمک و علاقمندی به ترویج و توسعه تعلیم وتحصیل، اهتمام به منافع ملی و جمعی،قانون گرایی و احترام به قوانین کشور، حمایت از حکومت و سازمان های قانونی به جای اشخاص و گروه های قومی و… بخشی از کارشیوه های است که می تواند عبور از شرایط فعلی را ممکن و اسان تر کند.
افغانستان تنها و فقط با عزم واراده و تصمیم مردمان ان می تواند تغییر کند؛ تغییر مثبت و حرکت به سمت پیشرفت و ترقی و یا برگشت به دوره تاریک و دشوار گذشته؛ این سرنوشتی است که نقش مردم در ان فوق العاده برجسته است.